مدیریت دانش شخصی با پوشه، تگ و ویکیلینک
چطور میتوان بدون ساختار پیچیده، یادداشتها را به یک سیستم قابل جستوجو و قابل رشد تبدیل کرد.
مدیریت دانش شخصی با پوشه، تگ و ویکیلینک
مدیریت دانش شخصی یعنی دانستهها فقط ذخیره نشوند؛ باید قابل پیدا کردن، قابل ترکیب و قابل استفاده دوباره باشند. اگر یادداشتها فقط روی هم تلنبار شوند، بعد از مدتی جستوجو هم کافی نیست، چون نمیدانیم دقیقاً دنبال چه رابطهای میگردیم.
نوشته سه ابزار ساده برای این کار دارد: پوشه برای جای کلی، تگ برای موضوع، و ویکیلینک برای رابطه مستقیم بین دو فکر.
پوشه برای زمینه کلی
پوشه بهتر است نقش خانه را داشته باشد، نه قفس. مثلاً «تحقیق»، «محتوا»، «پروژهها» یا «آرشیو». اگر پوشهها بیش از حد زیاد شوند، نگهداری سیستم از خود نوشتن سختتر میشود.
تگ برای موضوعهای شناور
یک یادداشت میتواند هم به تحقیق مربوط باشد، هم به تولید محتوا، هم به یک پروژه خاص. تگها برای همین موضوعهای چندگانه مناسباند. تگ خوب معمولاً چیزی است که بعداً واقعاً با آن جستوجو میکنید.
ویکیلینک برای فکرهای مرتبط
ویکیلینک زمانی ارزش دارد که بین دو ایده رابطه معنادار بسازد. یک خلاصه مقاله میتواند به طرح مقاله شما وصل شود. یک تصمیم تیمی میتواند به جلسهای که دلیل آن را ساخته وصل شود. این لینکها حافظه سیستم را شبیه مسیر فکر شما میکنند.
روش عملی شروع
برای شروع، فقط سه پوشه بسازید: «در حال کار»، «منابع»، «آرشیو». بعد هر وقت یک رابطه واقعی دیدید، لینک بسازید. هر وقت یک موضوع چند بار تکرار شد، تگ بسازید. ساختار را از استفاده واقعی بیرون بکشید، نه از حدس روز اول.
نوشته چه کمکی میکند؟
نوشته ترکیب این سه لایه را در یک محیط فارسی نگه میدارد. نتیجه این است که یادداشتها هم قابل نظم دادناند، هم بیش از حد خشک و سلسلهمراتبی نمیشوند. دانش شخصی زنده است و باید بتواند با فکرهای جدید رشد کند.