«تمام شد!»¶
تصمیمها موقتیاند؛ تصمیم بگیرید و جلو بروید¶
تمام شد. کمکم به آن مثل واژهای جادویی نگاه کنید. وقتی به «تمام شد» میرسید، یعنی کاری انجام شده است. تصمیمی گرفته شده و میتوانید جلو بروید. «تمام شد» یعنی دارید شتاب میسازید.
اما صبر کنید؛ اگر خراب کنید و تصمیم اشتباه بگیرید چه؟ اشکالی ندارد. این جراحی مغز نیست، یک وباپ است. همانطور که مدام میگوییم، احتمالاً در طول فرایند چندین بار سراغ قابلیتها و ایدهها برمیگردید. هرچقدر هم برنامهریزی کنید، احتمالاً نیمی از آن غلط از آب درمیآید. پس گرفتار «فلج ناشی از تحلیل» نشوید. این فقط پیشرفت را کند میکند و روحیه را میمکد.
به جای آن، ارزش جلو رفتن و پیشروی را بفهمید. وارد ریتم تصمیم گرفتن شوید. تصمیمی سریع و ساده بگیرید و اگر جواب نداد، برگردید و عوضش کنید.
بپذیرید تصمیمها موقتیاند. بپذیرید اشتباه رخ میدهد و تا وقتی بتوانید سریع اصلاحش کنید، مسئله بزرگی نیست. اجرا کنید، شتاب بسازید و جلو بروید.
اجراکننده باشید¶
خیلی بامزه است وقتی میبینم آدمها چقدر از ایدهها محافظت میکنند. آدمهایی که میخواهند برای گفتن سادهترین ایده، NDA امضا کنم.
از نظر من، ایدهها تا وقتی اجرا نشوند هیچ ارزشی ندارند. فقط یک ضریباند. اجرا میلیونها میارزد.
توضیح:
- ایده افتضاح = ۱-
- ایده ضعیف = ۱
- ایده متوسط = ۵
- ایده خوب = ۱۰
- ایده عالی = ۱۵
- ایده درخشان = ۲۰
- بدون اجرا = ۱ دلار
- اجرای ضعیف = ۱۰۰۰ دلار
- اجرای متوسط = ۱۰٬۰۰۰ دلار
- اجرای خوب = ۱۰۰٬۰۰۰ دلار
- اجرای عالی = ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
- اجرای درخشان = ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
برای ساختن کسبوکار، باید این دو را در هم ضرب کنید.
درخشانترین ایده، بدون اجرا، ۲۰ دلار میارزد. درخشانترین ایده برای اینکه ۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار بیارزد، اجرای عالی لازم دارد.
برای همین نمیخواهم ایدههای آدمها را بشنوم. تا وقتی اجرا را نبینم، علاقهای ندارم.
—Derek Sivers، رئیس و برنامهنویس CD Baby و HostBaby
منبع اصلی: “Done!”