در دنیای واقعی تست کنید¶
اپ خود را با استفاده واقعی در جهان واقعی تست کنید¶
هیچ جایگزینی برای استفاده آدمهای واقعی از اپ شما به روشهای واقعی وجود ندارد. داده واقعی بگیرید. بازخورد واقعی بگیرید. بعد بر اساس آن اطلاعات بهترش کنید.
تست رسمی usability زیادی خشک است. محیط آزمایشگاه واقعیت را بازتاب نمیدهد. اگر بالای سر کسی بایستید، کمی میفهمید چه چیزی کار میکند یا نه، اما آدمها معمولاً جلوی دوربین خوب عمل نمیکنند. وقتی کسی نگاه میکند، آدمها مخصوصاً مراقباند اشتباه نکنند؛ در حالی که اشتباه دقیقاً همان چیزی است که دنبالش هستید.
به جایش، قابلیتهای beta را برای چند نفر منتخب داخل خود اپلیکیشن واقعی منتشر کنید. بگذارید قابلیتهای beta را کنار قابلیتهای منتشرشده استفاده کنند. این کار آن قابلیتها را در معرض داده واقعی و workflow واقعی آدمها میگذارد. و همانجاست که نتیجه واقعی میگیرید.
علاوه بر این، نسخه release و نسخه beta جدا نداشته باشید. همیشه باید یک چیز باشند. نسخه beta جدا فقط یک مرور سطحی میگیرد. نسخه واقعی، با چند قابلیت beta پراکنده در آن، تمرین کامل را میگیرد.
کتاب beta¶
اگر توسعهدهندگان از انتشار کد مضطرباند، ناشران و نویسندگان از انتشار کتاب وحشت دارند. وقتی کتاب روی کاغذ متعهد شود، تغییر دادنش کار بزرگ و پرمویی به نظر میرسد. واقعاً اینطور نیست، اما برداشتها و خاطره مشکلهای فناوریهای قدیمی هنوز در صنعت ماندهاند. بنابراین ناشران زحمت و هزینه زیادی میکشند تا کتابها پیش از انتشار «درست» باشند.
وقتی کتاب Agile Web Development With Rails را مینوشتم، بین توسعهدهندگان تقاضای پنهان زیادی بود: کتاب را همین حالا بدهید؛ میخواهیم Rails یاد بگیریم. اما من در ذهنیت ناشر گیر کرده بودم. میگفتم «هنوز آماده نیست.» فشار جامعه و کمی هل دادن David Heinemeier Hansson نظرم را عوض کرد. کتاب را حدود دو ماه پیش از کامل شدن، به شکل PDF منتشر کردیم. نتیجه شگفتانگیز بود. نهتنها کتابهای زیادی فروختیم، بلکه بازخورد گرفتیم؛ بازخورد بسیار زیاد. سیستمی خودکار برای جمعآوری کامنتهای خوانندگان گذاشتم و در پایان تقریباً ۸۵۰ گزارش typo، خطای فنی و پیشنهاد محتوای جدید گرفتم. تقریباً همه وارد کتاب نهایی شدند.
برد-برد بود: من توانستم کتاب کاغذی بسیار بهتری تحویل بدهم، و جامعه زودتر به چیزی که میخواست دسترسی پیدا کرد. و اگر در رقابتی هستید، زودتر بیرون دادن چیزی کمک میکند آدمها به شما متعهد شوند، نه به رقیبتان.
—Dave Thomas، The Pragmatic Programmers
سریع انجامش بده¶
- تصمیم بگیر آیا ارزش انجام دادن دارد، و اگر دارد:
- سریع انجامش بده؛ نه کامل. فقط انجام بده.
- ذخیرهاش کن. upload کن. publish کن.
- ببین آدمها چه فکر میکنند.
هرچند همیشه برای اضافه کردن قابلیتهای تازه به چیزها اکراه دارم، وقتی آن لحظه «آره!» را دارم و تصمیم میگیرم چیزی ارزش انجام دادن دارد، معمولاً چند ساعت بعد روی وبسایت است؛ ناقص اما لانچشده، تا بازخورد راهنمای اصلاحهای آیندهاش باشد.
—Derek Sivers، رئیس و برنامهنویس CD Baby و HostBaby
منبع اصلی: Test in the Wild