پرش به محتویات

زمان خود را کوچک کنید

خردش کنید

برآوردهایی که به هفته‌ها یا ماه‌ها کشیده می‌شوند، خیال‌اند. حقیقت این است که شما نمی‌دانید در آن فاصله دور چه اتفاقی می‌افتد.

پس زمان را کوچک کنید. بازه‌های زمانی را مدام به تکه‌های کوچک‌تر بشکنید. به جای پروژه ۱۲ هفته‌ای، آن را ۱۲ پروژه یک‌هفته‌ای ببینید. به جای حدس زدن کارهایی که بیش از ۳۰ ساعت طول می‌کشند، آن‌ها را به تکه‌های واقع‌بینانه‌تر ۶ تا ۱۰ ساعته تقسیم کنید. بعد یک قدم در هر بار جلو بروید.

همین نظریه برای مسئله‌های دیگر هم صدق می‌کند. با مسئله‌ای روبه‌رو هستید که برای ذهن شما زیادی بزرگ است؟ خردش کنید. مسئله‌ها را آن‌قدر به تکه‌های کوچک‌تر و کوچک‌تر تقسیم کنید تا بتوانید هضمشان کنید.

کارهای کوچک‌تر و زمان‌بندی‌های کوچک‌تر

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار نژاد خاصی از خوش‌بین‌ها هستند: وقتی با یک کار برنامه‌نویسی روبه‌رو می‌شوند، فکر می‌کنند «آسان است! اصلاً وقت زیادی نمی‌برد.»

بنابراین اگر به برنامه‌نویس سه هفته برای تکمیل کاری بزرگ بدهید، دو هفته و نیم تعلل می‌کند و بعد یک هفته برنامه‌نویسی. نتیجه خارج از برنامه احتمالاً requirementهای غلط را برآورده می‌کند، چون کار پیچیده‌تر از چیزی بود که به نظر می‌رسید. تازه چه کسی یادش می‌ماند تیم سه هفته پیش روی چه چیزی توافق کرده بود؟

به برنامه‌نویس یک بعدازظهر برای کدنویسی یک module کوچک و مشخص بدهید؛ آن را انجام می‌دهد و آماده می‌شود سراغ بعدی برود.

کارهای کوچک‌تر و timelineهای کوچک‌تر قابل‌مدیریت‌ترند، سوءتفاهم‌های احتمالی کمتری درباره requirement پنهان می‌کنند و تغییر نظر یا انجام دوباره‌شان هزینه کمتری دارد. timelineهای کوچک‌تر توسعه‌دهندگان را درگیر نگه می‌دارند، فرصت بیشتری برای حس موفقیت می‌دهند و دلیل کمتری برای این فکر باقی می‌گذارند: «اوه، برای آن کلی وقت دارم. فعلاً بگذار rating آهنگ‌های کتابخانه iTunesم را تمام کنم.»

—Gina Trapani، توسعه‌دهنده وب و سردبیر Lifehacker، راهنمای بهره‌وری و نرم‌افزار

عامل‌های واقعی

دفعه بعد که کسی تلاش کرد شما را به پاسخی دقیق برای پرسشی نادانستنی سنجاق کند، چه تاریخ deadline باشد، چه هزینه نهایی پروژه، چه حجم شیری که در Grand Canyon جا می‌شود، اول هوای اتاق را خالی کنید: بگویید «نمی‌دانم.»

این نه‌تنها اعتبار شما را خراب نمی‌کند، بلکه دقتی را نشان می‌دهد که وارد تصمیم‌گیری می‌کنید. قرار نیست فقط برای باهوش به نظر رسیدن حرف بزنید. همچنین میدان را هم‌سطح می‌کند، چون سؤال را به گفت‌وگویی مشارکتی تبدیل می‌کند. با فهم اینکه برآورد شما چقدر باید دقیق باشد و چرا، می‌توانید با هم فهم مشترکی از عامل‌های واقعی پشت عددها بسازید.

—Merlin Mann، سازنده و سردبیر 43folders.com

همان مسئله‌ای را حل کنید که جلوی صورتتان ایستاده

محبوب‌ترین اتفاقی که در حافظه اخیرم در وب افتاد، انتشار و پذیرش attribute nofollow است. کسی از قبل درباره‌اش حرف نزد. کنفرانس یا کمیته‌ای نبود که عده‌ای بی‌خود درباره ماهیت معنایی یا دستوری‌اش بحث کنند. RFCای نبود که ایده‌ای ساده را به snippet بیست‌خطی XML تبدیل کند که مجبور باشم فقط برای فهمیدن نحوه استفاده‌اش بخوانمش، و بعد استفاده‌اش نکنم چون مطمئن نیستم دارم برای نسخه .3 قالب‌بندی می‌کنم یا 3.3b.

ساده است، موثر است، برای آدم‌هایی که گزینه می‌خواستند گزینه فراهم کرد؛ و این هنگام کار با جمعیتی از وب که به specification یا تعارف اهمیتی نمی‌دهد، بسیار مهم‌تر است.

گاهی حل بیست مسئله بعدی به اندازه حل همان مسئله‌ای که جلوی صورتمان ایستاده مفید یا عاقلانه نیست. این فقط پیروزی کوچکی علیه spam نبود؛ همه پیروزی‌ها علیه spam کوچک‌اند. پیروزی‌ای بود برای ما که از نتیجه‌های ساده و سریع، همان چیزی که توسعه‌دهنده وب بودن درباره‌اش است، لذت می‌بریم.

—Andre Torrez، برنامه‌نویس و VP of Engineering در Federated Media Publishing


منبع اصلی: Shrink Your Time